انا لله و انا الیه راجعون

13 06 2009

این لحظات ، مبهوت و گیج هستم از اتفاقی که افتاده ، رای سبز را ما دادیم و دیکتاتور دروغگو را از داخل صندوقها بیرون آوردند … من در ساختگی بودن آمار و ارقام این انتخابات هیچ شکی ندارم . فردی که با وقاحت تمام در چشم ملت خیره می شود و جلو میلیون میلیون ایرانی گستاخانه آمار و ارقام اقتصادی دولت را وارونه جلوه می دهد و … – هر چه از وقاحت این موجود گفته شود باز هم کم است – هیچ بعید نیست که آرای انتخابات را به راحتی دست کاری کند . از سر در آوردن صندوق رای از یک منزل مسکونی گرفته تا خودکارهای نامرئی و … همه و همه و همه و نیز ترفندهایی که اینگونه آرا را جابجا نشان دهند ، می تواند شواهدی باشد بر خیانت در امانت این حکومت . اکنون ما دیگر با یک شخص به نام احمدی نژاد روبرو نیستیم ، بلکه با رهبری که این انتخابات را تایید می کند نیز روبرو هستیم . تصور بنده این است که این آقا هم از خود اختیاری ندارند و تحت تاثیر و فشار گروههایی در پشت پرده قرار گرفته اند . نمی دانم چرا به یاد نوشته های اکبر گنجی افتادم . آن زمانی که از دانش آموختگان مدرسه حقانی سخن می راند و مصباح یزدی و فلاحیان و جنتی ها را موجب خیلی از اتفاقات جاری کشور می دانست . اکنون هم باید رد پای این انتخابات و افسار این حکومت را در دستان این جانوران جستجو کرد . به هر حال باید جنگید ، باید بود و دید که میر حسین و کروبی و خاتمی که حمایت مردمی را نیز پشت سر خود دارند می توانند به وعده های خود عمل کنند و از آرای این مردم محافظت کنند ، یا اینکه همانند دوره های قبل با چند پیام و بیانیه همه چیز به خاطرات سپرده میشود ؟

ولی جدا از همه مشکل است … مشکل است 4 سال تحمل این فرد ، تحمل خنده های مضحکش ، تحمل حرفهای تهوع آورش ، تحمل مردم فریبی ها و رفتارهای پوپولیستی ، تحمل حرف زدن از مدیریت جهان و هولوکاست و نامه های احمقانه اش به روسای دیگر ممالک و … خیلی مشکل است . باید چاره ای اندیشید … شاید راه حل به خیابان ریختن و تحصن و اعتراض است . اگر همین 13 میلیون رای را قبول کنیم ، اگر فقط و فقط 500 هزار نفرمان دل و جرات داشته باشند و به خیابان ها بریزند همه چیز حل می شود . به هر حال یا زنگی زنگی ، یا رومی رومی … :

350c39bd841e9973a5f5c7a34a391512366077f2

0b88a6db7a245e22583888958400bd576609590f

عکسها از اینجا گرفته شده اند.


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

13 06 2009
سامیه

خیلی بیشتر از خیلی متاسفم اما الان تاسف بی معنی است ستم تا کی نا حقی تا کی نمی دانم چه کاری میشود کرد اما به همه مقدسات قسم هستم تا پای جان اما همیشه از حرف تا عمل سالها فاصله است . به امید آزادی

دیدگاه‌تان را بنویسید: