<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: خداحافظ سلام</title>
	<atom:link href="http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 21 Aug 2009 20:09:17 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: jarchy</title>
		<link>http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comment-252</link>
		<dc:creator>jarchy</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Jul 2008 06:08:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://codeineblog.wordpress.com/?p=111#comment-252</guid>
		<description>سلام 
جالب بود :) راستی امروز بعداز این همه مدت که می اومد به بلاگت فهمیدم که هم شهری هستیم:)
من و ببخش تا حالا اصلا دقت نکرده بودم.
سلامت و پیروز باشی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
جالب بود <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  راستی امروز بعداز این همه مدت که می اومد به بلاگت فهمیدم که هم شهری هستیم:)<br />
من و ببخش تا حالا اصلا دقت نکرده بودم.<br />
سلامت و پیروز باشی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ghooti</title>
		<link>http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comment-251</link>
		<dc:creator>ghooti</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 05:42:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://codeineblog.wordpress.com/?p=111#comment-251</guid>
		<description>agha .. baraye raf&#039;e moshkel e wordpressetoon , az barnameye windows live write mitoonid estefade konid .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>agha .. baraye raf&#8217;e moshkel e wordpressetoon , az barnameye windows live write mitoonid estefade konid .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد شوری</title>
		<link>http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comment-250</link>
		<dc:creator>محمد شوری</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 20:58:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://codeineblog.wordpress.com/?p=111#comment-250</guid>
		<description>محمدشوري
صداي تيراندازي و ديگر صداها را توي سلول انفرادي زندان توحيد مي شنيدم؛ به ذهنم رسيد كه يك خبرهائي شده است. وقتي اززندان بيرون آمدم حادثه كوي دانشگاه و حوادث بعد از تعطيلي روزنامه سلام را متوجه شدم. 
من تنها فردي از اعضاي تحريريه روزنامه  سلام بودم كه باتعطيلي در 16تير، در روزبعدش ، يعني 17 تيرسال78  بازداشت شدم. 
گفتني است اكثر افراد مطرح در روزنامه سلام - در بازار بورس سياست  - سهم خود را از تعطيلي و كوي دانشگاه گرفتند!   يا وزير شدند، يا وكيل و نماينده مجلس ، يا معاون وزير و مديركل فلان نهاد و اداره پنهان وآشكار دولتي !  و يا مديريت  روابط عمومي ها را قبضه كردند و  همراهش نيز روزنامه هاي جديدي  تاسيس كرده و  براه انداختند و مدير مسئولش شدند و يا سردبيرش!  
 و من ايام حوادث كوي دانشگاه را توي زندان توحيد ( موزه فعلي!!)  سپري  كردم . همانطور كه حوادث ايام 21 و 22 بهمن سال 57 را درحاليكه بيهوش بودم و. درخواب!  برروي تخت منزل يكي از دوستان و هم مبارزه اي ام  گذشت. 
زيرا چند روز قبلش بعلت انفجار يك بمب دست ساز  بر روي دستم، روزهاي متمادي  درد شديد مي كشيدم و  براي همين با تزريق يك آمپول ضد درد، آن دو روز را درخواب خواب بودم! از خواب كه بيدارشدم، رژيم سلطنتي شاه سرنگون و رژيم ج.ا.ا. پرچم خود را علم كرد!
يكي از پيامدهاي هر انقلابي دگرگوني است و اصلاحات و تغييرات ذات و همسو وهمزمان با عمريك انقلاب خود بخود متولد مي شود . جريان اصلاحات درايران نيزازاين قاعده مثتني نبود. ولي ما هميشه  يك اصلاحات خود خواسته داريم و يك اصلاحات تحميلي  كه از روي الزامات زمانه قبولش مي كنيم.
اصلاحات درايران ( درطول تاريخ) ودر  نظام جمهوري اسلامي ايران، از روي الزامات زمان وبالاجبار صورت گرفت .
 يكي از پيامد هاي اصلاحات ناخواسته وتحميلي در جمهوري اسلامي ايران،  حادثه 18تيرو كوي دانشگاه است!
وقتي فيلم متولد مهرماه را  ديدم ياد حادثه كوي دانشگاه افتادم(1) .
نظامهايي كه با صورت بسته ايدئولوژيك وارد عرصه سياست مي شوند، چون نمي خواهند خدشه اي به ماهيت ايدئولوژيكي آنها وارد شود، از ورود هر تازه اي هراسناك هستند . لذا سعي دارند بتوانند با هر وسيله و هرنوع شيوه  ممكن، اين صورت بسته، باز و  مخدوش نشود و تازه واردي و يا تازه اي جانشين نگردد! 
مثلا انقلاب بلشويسكي روسيه تزاري كه كمونيست ها  سالها با شعار رهبري كارگران، نوعي حكومت توتاليتاريسم سياسي جديدي - كه صورت انقلابي هم داشت  -  را پايه گذاري كردند.  بخاطر همان شعارهاي فريبنده- كه درآن دهه ها مقبول بود-  ازورود هر تازه  اي به عرصه خود به هرنحو ممكن جلوگيري مي نمودند . استالين ظهور كرد. همانطور كه در عكس قضيه اش هيتلر! آسايشگاههاي رواني براي انديشمندان و مخالفين ترتيب دادند.  اما بالاجبار،  الزامات زمانه آنها را وادار به عقب نشيني كرد.  و يك انقلاب و يا يك اصلاحات ناخواسته توانست  تمامي رژيم ها ي كمونيستي – نه تنها در روسيه، بلكه درهمه اروپاي شرقي – ر ا كن فيكون كند. 
گفته اند گورباچف ( تئوريزيسين  اصلاحات در  انقلاب كمونيستي شوروي سابق) وقتي بدنيا آمدكه انقلاب ماركسيست – لنينيستي شوروي به ثمر نشسته بود.
نمي خوام همه انقلاب ها را باهم قياس كنم. چون يك قياس مع الفارق است. بلكه مقصود اين است كه گاهي اصلاحات از روي باور و اعتقاد صورت مي گيرد و گاهي از روي الزام واجبار . در جمهوري اسلامي ايران اصلاحات از روي الزام واجبار صورت گرقت. چون اكثر نظريه پردازان و تئوريسين هاي آن سالها - چه به صورت پنهان و چه آشكار – درمهم ترين عرصه هاي حاكميت حضور داشته اند  و  خود در وضع موجود سهيم بوده وهستند. 
وقتي  روزنامه سلام بسته شد ( كه من هميشه آن را سوپاپ اطمينان ) مي دانستم. به هواداري از آن ، گازهاي انباشته شده در فضاي  بسته دانشگاه منفجر شد و به صورت يك حادثه تاريخي و نيز غم انگيز شكل گرفت.
اين حركت و اين حادثه تاريخي صورت ديگري  از فرايند دمكراسي است. فرايندي كه گاها اختياري نيست و زمان و اجبار تاريخي ما رابه آن سمت سوق مي دهد. حادثه اي كه هر چند تمامي جريانات سياسي راست وچپ -  در صورتهاي نمايشي اش ، از جمله دادگاهها و محكوميت وتبرئه ها-  خواستند ازآب گل آلودش ماهي بگيرند،  اما  اتفاقي بود كه به  بارورشدن دمكراسي درايران كمك زيادي كرد. 
   حادثه كوي دانشگاه تهران را مي توان مصداق  واقعي  و حقيقي  داستان فيلم متولد مهرماه ( حادثه اي كه در دانشگاه  اتفاق افتاد، نه همه فيلم!) دانست. 
حادثه كوي دانشگاه در 18 تير سال 1378،   بازتاب يك اصلاحات ناخواسته اي بود كه  فرايند دمكراسي آن را به نظام جمهوري اسلامي ايران تحميل كرد.  حادثه كوي دانشگاه فرايندي داشت كه به فرايند  دمكراسي در ايران كمك كرد تا  دمكراسي درايران  پرورده تر شو.د.
 دمكراسي  يك مذهب اجتماعي براي همه بشريت است و درزمان تربيت مي شود و خود را نشان مي دهد و نيز خود را به انسانهاي ديكتاتورمنش تحميل مي كند و آنها ( ديكتاتورها) از سر ناچاري آن را مي پذيرند  و البته سعي  مي كنند در پروسه زمان آن را به  نفع خود تغيير دهند، ويا  افسارش را بدست بگيرند و از ظهور بروز تازه هايش ممانعت بعمل آورند ودر نهايت مسخ و استحاله اش كنند! همانطور كه خيلي از نظام هاي سياسي  اينكار را ( استحاله و مسخ كردن  دمكراسي) كرده اند و  دمكراسي خود ساخته اي را به توده هاي  عوام  قالب وغالب كرده اند.  اما چون دمكراسي فرايندهاي مختلفي دارد. مي تواند در دل خود زاد و ولد كند و  به صورت بهتر، محكمتر،   از خويش، خودي نشان دهد و خود را به همه ديكتاتورها تحميل كند. چون  در فرايند زمان،  دمكراسي متولد مي شود، بالغ مي شو.د، دانا مي شود و سرانجام حاكميت رابدست مي گيرد.
والسلام – تهران- 18 تير ساال1386
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1- به ضميمه شماره 17   در صفحه 114 كتاب حرفهاي زدني و نوشته هاي نوشتني (نگاهي متفاوت به فيلم متولد ماه مهر) ازهمين نويسنده مراجعه شو.د.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>محمدشوري<br />
صداي تيراندازي و ديگر صداها را توي سلول انفرادي زندان توحيد مي شنيدم؛ به ذهنم رسيد كه يك خبرهائي شده است. وقتي اززندان بيرون آمدم حادثه كوي دانشگاه و حوادث بعد از تعطيلي روزنامه سلام را متوجه شدم.<br />
من تنها فردي از اعضاي تحريريه روزنامه  سلام بودم كه باتعطيلي در 16تير، در روزبعدش ، يعني 17 تيرسال78  بازداشت شدم.<br />
گفتني است اكثر افراد مطرح در روزنامه سلام &#8211; در بازار بورس سياست  &#8211; سهم خود را از تعطيلي و كوي دانشگاه گرفتند!   يا وزير شدند، يا وكيل و نماينده مجلس ، يا معاون وزير و مديركل فلان نهاد و اداره پنهان وآشكار دولتي !  و يا مديريت  روابط عمومي ها را قبضه كردند و  همراهش نيز روزنامه هاي جديدي  تاسيس كرده و  براه انداختند و مدير مسئولش شدند و يا سردبيرش!<br />
 و من ايام حوادث كوي دانشگاه را توي زندان توحيد ( موزه فعلي!!)  سپري  كردم . همانطور كه حوادث ايام 21 و 22 بهمن سال 57 را درحاليكه بيهوش بودم و. درخواب!  برروي تخت منزل يكي از دوستان و هم مبارزه اي ام  گذشت.<br />
زيرا چند روز قبلش بعلت انفجار يك بمب دست ساز  بر روي دستم، روزهاي متمادي  درد شديد مي كشيدم و  براي همين با تزريق يك آمپول ضد درد، آن دو روز را درخواب خواب بودم! از خواب كه بيدارشدم، رژيم سلطنتي شاه سرنگون و رژيم ج.ا.ا. پرچم خود را علم كرد!<br />
يكي از پيامدهاي هر انقلابي دگرگوني است و اصلاحات و تغييرات ذات و همسو وهمزمان با عمريك انقلاب خود بخود متولد مي شود . جريان اصلاحات درايران نيزازاين قاعده مثتني نبود. ولي ما هميشه  يك اصلاحات خود خواسته داريم و يك اصلاحات تحميلي  كه از روي الزامات زمانه قبولش مي كنيم.<br />
اصلاحات درايران ( درطول تاريخ) ودر  نظام جمهوري اسلامي ايران، از روي الزامات زمان وبالاجبار صورت گرفت .<br />
 يكي از پيامد هاي اصلاحات ناخواسته وتحميلي در جمهوري اسلامي ايران،  حادثه 18تيرو كوي دانشگاه است!<br />
وقتي فيلم متولد مهرماه را  ديدم ياد حادثه كوي دانشگاه افتادم(1) .<br />
نظامهايي كه با صورت بسته ايدئولوژيك وارد عرصه سياست مي شوند، چون نمي خواهند خدشه اي به ماهيت ايدئولوژيكي آنها وارد شود، از ورود هر تازه اي هراسناك هستند . لذا سعي دارند بتوانند با هر وسيله و هرنوع شيوه  ممكن، اين صورت بسته، باز و  مخدوش نشود و تازه واردي و يا تازه اي جانشين نگردد!<br />
مثلا انقلاب بلشويسكي روسيه تزاري كه كمونيست ها  سالها با شعار رهبري كارگران، نوعي حكومت توتاليتاريسم سياسي جديدي &#8211; كه صورت انقلابي هم داشت  &#8211;  را پايه گذاري كردند.  بخاطر همان شعارهاي فريبنده- كه درآن دهه ها مقبول بود-  ازورود هر تازه  اي به عرصه خود به هرنحو ممكن جلوگيري مي نمودند . استالين ظهور كرد. همانطور كه در عكس قضيه اش هيتلر! آسايشگاههاي رواني براي انديشمندان و مخالفين ترتيب دادند.  اما بالاجبار،  الزامات زمانه آنها را وادار به عقب نشيني كرد.  و يك انقلاب و يا يك اصلاحات ناخواسته توانست  تمامي رژيم ها ي كمونيستي – نه تنها در روسيه، بلكه درهمه اروپاي شرقي – ر ا كن فيكون كند.<br />
گفته اند گورباچف ( تئوريزيسين  اصلاحات در  انقلاب كمونيستي شوروي سابق) وقتي بدنيا آمدكه انقلاب ماركسيست – لنينيستي شوروي به ثمر نشسته بود.<br />
نمي خوام همه انقلاب ها را باهم قياس كنم. چون يك قياس مع الفارق است. بلكه مقصود اين است كه گاهي اصلاحات از روي باور و اعتقاد صورت مي گيرد و گاهي از روي الزام واجبار . در جمهوري اسلامي ايران اصلاحات از روي الزام واجبار صورت گرقت. چون اكثر نظريه پردازان و تئوريسين هاي آن سالها &#8211; چه به صورت پنهان و چه آشكار – درمهم ترين عرصه هاي حاكميت حضور داشته اند  و  خود در وضع موجود سهيم بوده وهستند.<br />
وقتي  روزنامه سلام بسته شد ( كه من هميشه آن را سوپاپ اطمينان ) مي دانستم. به هواداري از آن ، گازهاي انباشته شده در فضاي  بسته دانشگاه منفجر شد و به صورت يك حادثه تاريخي و نيز غم انگيز شكل گرفت.<br />
اين حركت و اين حادثه تاريخي صورت ديگري  از فرايند دمكراسي است. فرايندي كه گاها اختياري نيست و زمان و اجبار تاريخي ما رابه آن سمت سوق مي دهد. حادثه اي كه هر چند تمامي جريانات سياسي راست وچپ &#8211;  در صورتهاي نمايشي اش ، از جمله دادگاهها و محكوميت وتبرئه ها-  خواستند ازآب گل آلودش ماهي بگيرند،  اما  اتفاقي بود كه به  بارورشدن دمكراسي درايران كمك زيادي كرد.<br />
   حادثه كوي دانشگاه تهران را مي توان مصداق  واقعي  و حقيقي  داستان فيلم متولد مهرماه ( حادثه اي كه در دانشگاه  اتفاق افتاد، نه همه فيلم!) دانست.<br />
حادثه كوي دانشگاه در 18 تير سال 1378،   بازتاب يك اصلاحات ناخواسته اي بود كه  فرايند دمكراسي آن را به نظام جمهوري اسلامي ايران تحميل كرد.  حادثه كوي دانشگاه فرايندي داشت كه به فرايند  دمكراسي در ايران كمك كرد تا  دمكراسي درايران  پرورده تر شو.د.<br />
 دمكراسي  يك مذهب اجتماعي براي همه بشريت است و درزمان تربيت مي شود و خود را نشان مي دهد و نيز خود را به انسانهاي ديكتاتورمنش تحميل مي كند و آنها ( ديكتاتورها) از سر ناچاري آن را مي پذيرند  و البته سعي  مي كنند در پروسه زمان آن را به  نفع خود تغيير دهند، ويا  افسارش را بدست بگيرند و از ظهور بروز تازه هايش ممانعت بعمل آورند ودر نهايت مسخ و استحاله اش كنند! همانطور كه خيلي از نظام هاي سياسي  اينكار را ( استحاله و مسخ كردن  دمكراسي) كرده اند و  دمكراسي خود ساخته اي را به توده هاي  عوام  قالب وغالب كرده اند.  اما چون دمكراسي فرايندهاي مختلفي دارد. مي تواند در دل خود زاد و ولد كند و  به صورت بهتر، محكمتر،   از خويش، خودي نشان دهد و خود را به همه ديكتاتورها تحميل كند. چون  در فرايند زمان،  دمكراسي متولد مي شود، بالغ مي شو.د، دانا مي شود و سرانجام حاكميت رابدست مي گيرد.<br />
والسلام – تهران- 18 تير ساال1386<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
1- به ضميمه شماره 17   در صفحه 114 كتاب حرفهاي زدني و نوشته هاي نوشتني (نگاهي متفاوت به فيلم متولد ماه مهر) ازهمين نويسنده مراجعه شو.د.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ali</title>
		<link>http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comment-249</link>
		<dc:creator>ali</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 17:11:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://codeineblog.wordpress.com/?p=111#comment-249</guid>
		<description>rasti ye soali azat daram  inke chera esme veblogeto kodoein gozashti . mamnon misham agae pasokh mano bedi .
-----------------------
&lt;strong&gt; کدئین : &lt;/strong&gt;
خب هر کسی برای اسم وبلاگش چیزهایی را در نظر می گیرد . من هم به خاطر این موضوع که نوشتن نوعی احساس آرامش را به من می دهد و همانند مسکنی است برای من ... و خب کدئین هم نوعی مسکن است !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>rasti ye soali azat daram  inke chera esme veblogeto kodoein gozashti . mamnon misham agae pasokh mano bedi .<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
<strong> کدئین : </strong><br />
خب هر کسی برای اسم وبلاگش چیزهایی را در نظر می گیرد . من هم به خاطر این موضوع که نوشتن نوعی احساس آرامش را به من می دهد و همانند مسکنی است برای من &#8230; و خب کدئین هم نوعی مسکن است !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ali</title>
		<link>http://codeineblog.wordpress.com/2008/07/06/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comment-248</link>
		<dc:creator>ali</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 17:09:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://codeineblog.wordpress.com/?p=111#comment-248</guid>
		<description>man ham khaterate khyli khobi az salam daram va vaghean yadash be khyr.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>man ham khaterate khyli khobi az salam daram va vaghean yadash be khyr.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
