خداحافظ ، همین حالا

26 12 2009

از سیاست خسته شده ام . از شنیدن حرفها و خبرها و تحلیل های سیاسی ، حرف زدن ، نوشتن و کلا هر چه به این سیاست و مملکت ربط دارد دیگر برایم خسته کننده شده است . از طرفی هم بخاطر اتفاقات افتاده قول داده ام که سرم را پایین بیندازم و مابقی ایامی را که در جنوب کشور خواهم گذراند به خوبی و خیری به پایان برسانم . دیگر خسته شده ام از این همه ظلم و ستم . از مردمی که در عزای حسین بر سر و سینه می زنند و زخمهای حسین را فقط می بینند و از درک فلسفه قیامش عاجزند . تا کی باید تاوان ساده اندیشی های عوام جامعه را بدهیم و حس کنیم و بچشیم چیزی را که آنها از درکش عاجزند …

نمی دانم بار دیگری که شروع کنم به نوشتن در اینجا ، چه حس و حالی دارم . کجا هستم و چه گذشته بر من ، چه آمده بر سر این ملت و مملکت . فقط می دانم به این زودی این امکان به من داده نخواهد شد … هر چه بود گذشت … مابقی هم خواهد گذشت . چیزی که این روزها برایم مهم است یک احساس خوشایند است . احساسی که با دیدن والپیپر گوشی به من دست می دهد . با هر نگاه تیله ای از چشمم به درون دلم می افتد ، صدایش را می شنوم ! یک جور حس اضطراب و التهاب و رضایت و امید نسبت به آینده …. خواهم آمد  ، بزودی ، بمان و باش تا بمانم و باشم برای همیشه در این حس و حال . در این …

پ ن 1 ) امروز چه دلتنگم ، … خاکستریم انگار، هم خاطره زنبق یک لحظه پس از رگبار …

پ ن 2 ) خداحافظ ، همین حالا …





21 12 2009

آقای خامنه ای چشماهیت را باز کن و ملت را ببین ، بشنو صدای مرگ بر دیکتاتور آنها را ، قبول کن و بپذیر که راه را اشتباه رفته ای و می روی … این مرگ برای تو و امثال تو هم وجود دارد …





آخرین لحظه ی آرامش

20 08 2009

امشب حرکت می کنم به سمت تهران و از آنجا هم با تابوتهای پرنده ایرانی پرواز می کنم به سمت بوشهر تا ماه رمضان و  نیمی از پاییز را آنجا باشم .خلاصه اگر شنیدید و خواندید که پرواز شماره 409 تهران به بوشهر صبح جمعه  دچار سانحه شده و سقوط کرده بدانید که دیگر کدئین ندارید ! می روم به سمت گرما و گذراندن سه – چهار ماهه باقی مانده از خدمت نامقدس سربازی . فکر میکنم مجدد به کما خواهم رفت ، باز هم زمان و تاریخش مشخص نیست . ولی دوباره برای مدتی شاید نوشتن در اینجا مقدور نباشد . وضعیت جسمی و روحی چندان جالبی ندارم . با این خبرهایی ناخوشایندی که می رسد از گوشه و کنار این مملکت ، با این جنایاتی که دیکتاتور صفتان منتصب انجام داده اند و می دهند ، این روزها فقط تنفر و تنفر است که در من رشد می کند و نیرو می گیرد .

یک روز خبر تجاوز به دختران و پسران را می خوانم ، بلافاصله تشکیک در مورد پرونده ترانه موسوی مطرح میشود و بعد از آن هم خبر انتقال فیض الله عرب سرخی به بیمارستان را بر اثر شکنجه بازجوها می شنوم . محمد علی داد خواه را هتک حرمت می کنند و آیت الله صانعی از رسانه ای دروغگو به نام صدا و سیما سخن می گوید . می خوانم که برادر زهرا رهنورد هنوز زیر شکنجه است و جان سعید حجاریان در خطر است . زیدآبادی 35 روز در داخل یک قبر بوده و اعترافات تکان دهنده فرشته قاضی و فخرالسادات محتشمی پور و ….   ای کاش می شد پشت پا زد به همه کس و همه چیز و یک نه بزرگ حواله کرد و رفت … ای کاش می شد … باید صبر کرد و دید که آینده چگونه با ما تا می کند و …

Ihaveadream

پ ن ) نه مثل اینکه خبرهای خوب هم می رسد … ژیلا بنی یعقوب آزاد شده و خبرهایی هم از آزادی غریب الوقوع مهسا امیر آبادی و سمیه توحیدلو به گوش می رسد … خوشحال می شویم !





من دچار خفقانم

9 08 2009

چه احساس مزخرفی دارم این روزها ، دیدن و شنیدن و فهمیدن و درک کردن و چشیدن و … خفه شدن . احیاناً اگر اسم این شرایط و حس و حال را خفقان نگذارم ، چه بنامم این زمانه تلخ را . ای کاش همه اینها خواب باشد . یک خواب دو ماهه … یکی بزند در گوشم و بیدار شوم و برگردم به دو ماه قبل . آن شب ، میدان امام بوشهر … دست می زدیم و می خواندیم یار دبستانی من … چه گذشت بر ما … بر این مملکت … بر این همه شور و اشتیاق … چه شد … ؟

آنهایی که موجب ایجاد شور انتخاباتی بودند  در عرض یک هفته شدند اغتشاشگر و مزدور و … آنهایی که افتخار این نظام بودند ، یک هفته بعد شدند افتخار غرب و آمریکا و موجب شرمساری نظام و … آنهایی که موجب پیروزی دیگری برای نظام شده بودند ، یک هفته بعد مردود شدن در این امتحان و …

دیگر خسته شده ام از این بازداشت ها ، این نمایشنامه های خیمه شب بازی که اسمش را گذاشته اند دادگاه و بیشتر شبیه طنزهای 90 قسمتی مدیری است .

دیگر  دوست ندارم شرایط 2 ماه قبل را بچشم … دوست ندارم هیچیک از دوستان و اطرافیانم خبرهای در بند کردن دیگری را به هم اطلاع دهند و … دوست ندارم خفقان را با تمام زورش در گلویم حس کنم و جرات نوشتنش را حتی در این وبلاگ نداشته باشم … من دچار خفقانم …
مشت می کوبم بر در /پنجه می سایم بر پنجره ها / من دچار خفقانم /خفقان / من به تنگ آمده ام از همه چیز / بگذارید هواری بزنم / باز با شما هستم این در ها را باز کنید /من به دنبال فضلیی می گردم / لب بامی سر کوهی دل صحرایی که در آنجا نفسی تازه کنم / می خواهم فریاد بلندی بکشم / که صدایم به شما هم برسد.( لینک دانلود فایل صوتی و نیز یوتیوب )





تمرین سکوت

6 08 2009

مستند امشب VOA را دیدم . خیلی تاثیر گذار ساخته شده بود . برای من که چند مدتی از این مسایل دور بودم و حداقل به صورت تصویری به این صورت چیزی ندیده بودم واقعاً دردناک بود . اینکه چه بلایی سر ملت آمده و … نگرانم که باز بنویسم و همانند پست قبلی بنا به دستور و اوامر دوستان ! مجبور به خود سانسوری شوم . صبر می کنم و تحمل می کنم . برای خودم حداقل تا مدتی که این خدمت لعنتی تمام شود . چند ماهی بیشتر نمانده ، منتظر آن روز هستم تا راحت حرف بزنم و بگویم که …. فعلاً صبوری و سکوت را تمرین می کنم .

پ ن1 ) توو روحه اینترنت و اونترنتشان با این سرعت و فیلترینگ مزخرفشان … !

پ ن2 ) این مطلب وبلاگ قائم مقام را هم بخوانید :

اصل 39 قانون اساسی:

هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

اصل 32 :

هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

اصل 27:

تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

اصل 14:

به حکم آیه شریفه «لا ینهاکم الله عن الدین لم یقاتلوکم فی الدین و لم‏ یخرجوکم‏ من دیارکم‏ ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان‏ الله یحب المقسطین» دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطیه و اقدام نکنند.

اصل 8:

در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‏ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می‌کند.

«و الموُمنون و الموُمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر».

اصل 3:

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

  1. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
  2. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
  3. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
  4. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم